امروز بر عکس ظاهرش روز شلوغی بود. اشتباه کردم دیر بیدار شدم همینجوری وقتو هدر دادم. اما گذشت دیگه. کمک مها کردم نهار درست کردم بعد رفتم بیرون اومدم کنج دنج جدیدمو چیدم یعنی اتاقو مرتب کردم یسریاش وسایل من بود که ولو بود. هنوز جارو نکردم بابا خوابه. الان میخوام بشینم کتابمو بخونم مهام رفته بیرون دوستشو ببینه مامانم خونه باباحاجی بابا هم که خوابه. خودممو تو. امروز ۲۲ امه باورم نمیشه چقدر زود گذشت من هیچکار نکردم شهریور :/ داره تموم میشه حتی جز کتابم کاری نکردم. دیگه زیادی خیلی خیلی زیاد بهم خوش گذشته . به خاطرش واقعا متاسفم تقصیر خودمه نه بقیه باید میفهمیدم که وقت نیست و یادم میموند که چقدر کار دارم. امیدوارم بتونم جبران کنم. این بود مائده میگفتی میخوام استادمو خوشحال کنم؟ گند زدی که. ادعا هم داری بشین سر کارت بچه. برم به کارم برسم. میخوای عکس کنج دنج جدیدمو ببینی ؟؟؟ ایناهااااش تینجا جای منه: هنوز جمع نیست چراغ مطالعهامم یادم رفت بذارم  بابا هم بیدار شد شاید جارو کنم اتاقو راحت شم  شایدم نه اره بعد رفتن مها جارو میکنم  . اقا یوسفم هست تو عکس و مجبور شدم یه عکسو برگردونم معلوم نشه . همین

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

شرکت مهندسی مشاور طراحان ابنیه آژند املاک خانی آهنگ گلچین مداد شکسته Sahel Travel TEHRAN Bazaar گروه مهندسی کاشانه- سیستمهای حفاظتی و امنیتی- دوربین مداربسته، کرکره اتوماتیک، درب برقی، اعلام حریق و اکنون من پیدا شدم یک قلم متن